X
تبلیغات
خاطرات روزانه من
در اینجا با اتفاقاتی که در زندگی شخصی من می افتد بیشتر آشنا می شوید
تاحالا شده وقتی داری پشت سرمعلمت بهش فحش های کشمشی میدی یه دفعه دستش را بگذاره روی شانه ت وبگه ((از توانتظار نداشتم مهدی جان))

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 20:19  توسط امیر حسین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 16:59  توسط امیر حسین  | 

مامانم قبل از عید اومده میگه برو فرش اتاقت روبشور بعدمیگم بده قالیشویی _تمیزقالیشویی نمی خواهد یه آب برو بهش بگیر بیار فرش رواززیر یک تن وسیله کشیدم بیرون تاپشت بام بردم من که تاحالا قاشق پربلند نکرده بودم پارو کشیدم میفهمید یعنی چی آیابعدش مامانم اومده میگه بهم ورش نکنی چرک هاش رو خس کردی میگی شستم من به تنهایی 12مترفرش روشستم فکرش هم دردآورهست برام حالاهمه ی اینها به کنار وقتی فرش روپهن کردم میگه اون موقع که نشسته بودی که تمیزتربودخاک برسر

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 11:24  توسط امیر حسین  | 

من امیر حسین از همین جا از دو همکاسیم که من رودر نوشتن وبلاگ یاری  کردن تشکر میکنم و همچنین از شما عزیزان که حتی در نبود من هم به وبم سر زدید تشکر می کنم انشا الله از روز اول عید خودم هم شروع به مطلب گزاشتن می کنم الان هم از خونه داییم مطلب می زارم بعد خواهشمی کنم ازنویسندگان دیگر که  حتی با وجود من نیز هر روز اینجا مطلب بگذارند و با رفتن من آنها نروند

امیر حسینننننن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 23:6  توسط امیر حسین  | 

اگه مخفي کردن سيب زميني سرخ کرده توي قسمت فر اجاق گاز رو نديد بگيريم آره ميشه گفت :
.
.
.
.
.
رفيق بي کلک مادر :)))))))))

همه مامانایِ فراتر از گل                                                                                                     امیر^_^

این مطلب و سایر مطالب نوشته شده توسط ( یکی مثل خودت ) نیازی به تایید ندارن

پس با نظر مثبتت عشقتو به مادرت ثابت کن...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 18:6  توسط امیر حسین  | 

دقت کردین همه دم از این میزنن که در حقشون نامردی و بی وفایی شده

من موندم الان اون ادم نامرد و بی وفا دقیقا کیه؟؟!شاید همه خوبن!!

اصن داریم؟؟



امیر^_^

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 17:41  توسط امیر حسین  | 

دقت کردین تو فیلمای ایرانی هر کس کروات می زنه پست ترین و عوضی ترین ادم توی فیلمه!!!!!

جان من دقت کرده بودین؟؟؟؟



امیر^_^

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 17:37  توسط امیر حسین  | 

آغا دقت کردین وقتی سوسک و پشه میکشین چقد خرکیف میشین
ولی وقتی ی مورچه رو ناکار میکنین عذاب وجدان می گیرین؟؟؟
من که به شخصه احساس ریگی بودن بهم دس میده، والا...



امیر^_^

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 17:36  توسط امیر حسین  | 

 سلام بچه ها فعلا چون امیرحسین ترفیکش تمونه برا همین این چند روز ما بیشتر مینویسیم (من(امیر) و مهدی.و)

امید وارم از مطالب ما نیز دیدن و نظر بدهید                  

که ما باز هم بنویسیم یا فقط امیرحسین بنویسه؟                                         

                                                                                                                                امیر^_^

ایمیل من (امیر):  amirhxxx@gmail.com


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 17:19  توسط امیر حسین  | 

نمی گیم ترکه که به کسی برنخورد مظفر زنگ زده فلسطین یه نفر گوشی برداشته بعد فوری رفته تووبلاگش نوشته :

رسوایی بزرگ فلسطین هیچگاه اشغال نبوده


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 20:45  توسط امیر حسین  | 

از شانسما تا اومديم به وبلاگمون سر و ساماني بدهيم ترافيكمون تموم شد الانم از مدرسه دارم مطلب مي زارم بچهها من مدتي نيستم و دوستم لطف مي كنه و مطالبو به روز مي كنه بچه ها خواهشا وبلاگمو بخونين و به بقيه هم معرفيش كنيد و قتي برگشتم از خجالتتون در ميام

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 17:41  توسط امیر حسین  | 

بایکی از دوستهام رفتم لوازم کاپیوتری یه قطعه بخرم دختره از در اومد تولب تابش رو کوبید روی میز صاحب مغازه گفت مشکلی پیش اومده خانوم  دختره میگه معلومه که پیش اومده هرکاری میکنم این لب تاب اطلاعات لب تاب قبلی را در خودش ذخیره نمکند صاحب مغازه: اگرمی خواهید ازتون پس بگیرم باید خودم ببینم دختره در کمال آرامش واعتماد به نفس موس را از توی کیفش در آورده وصل کرده به لب تاب قبلیش با کلیک راست کل درایو Cرا کپی گرفته بعد موس را کند وصل کرده به لب تاب جدیده بعد کلیک راست کرده میگه آقای مغازه دار مشاهده می کنی آقا پسر شما هم بیا ببین اصلا گزینه ی PASTE اش غیرفعاله   

از این دست مطالب می توانید تو وبلاگ خودم:

www.funtext.blogfa.com

مطالعه کنید.با تشکر. مهدی.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 16:14  توسط امیر حسین  | 

سلام  به همگی من مهدی دوست امیر حسینم که دارم براتون مینویسم چراامیرحسین نمی نویسه؟راستش این دوست ما ترافیکش تموم شده نمی تونه کاری بکنه ازمن هم خواهش کرد که بیام از طرف اون از همه ی شما عذر خواهی کنم فعلا تا اطلاع ثانوی من در خدمت شما هستم
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 16:10  توسط امیر حسین  | 

سلام بر تمام آبجی ها و داداشای گلم ببخشید مدت طولانی بود نبودم حتی سه پست آخرم رو هم یکی از هم کلاسی هام برام می زاشت اومدم پیاماتونو خوندم من بی معرفت نیستم که بهتون سر نمی زنم یه مشکل برام پیش اومده بود که فعلا از گفتنش معذورم امید وارم شما بنده را ببخشید و با بازدید های زیاد خود مانند قبل ما را خوشحال سازید

امیر حسین

راستی امروز تیم ملی با گینه بازی داره در روزایی که ژاپن و کره جنوبی با برزیل و ایتالیا بازی دارند ما باید با تیم هایی مثل گینه بازی کنیم

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 17:21  توسط امیر حسین  | 

چند روز پیش معلممون در کلاس یه سوتی خیلی بد داد که همه ی بچه ها خندیدندمعلم که داشت ضایع می شدیکی از بچه ها را بلند کرد جلوی من نگهش داشت خودش هم پشت به من ایستادمعلم گفت چرا می خندی خنده داره پسر تا اومد خندش را کنترل کند  نگاهش به من افتاد که همین جوری داشتم میخندیدم بعد یه دفعه خندش گرفت معلم ما هم نامردی نکرد وتا آخر زنگ همین جوری چپ وراستش میکرد پسره صورتش شبیه اونهایی شده که حموم آفتا ب میگیرند من هم تا آخر زنگ اینقدر خندیدم که اشکم در اومد 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 15:29  توسط امیر حسین  | 

بچه ها خونمون مهمون اومده بود بعد جاتون خالی کباب درست کرده بودیم آخر غذا که شد همه گفتن دست شما درد نکنه خیلی خوب بود  وقتی مادر بزرگم این را گفت من گفتم من همه کار ها را انجام دادم دست مامان بابام درد نکنه مادر بزرگم گفت فدات شم بعد گفت خدایا اینقدر به من عمر بده که زندگی امیر حسینو (منو) ببینم ..

یعنی واقعا موندم این همه سال از خدا عمر گرفتم مشغول چه کاری بودم که تازه می خوام زندگی کنم یه فاتحه برام بخونین به دنیا بیام

راستی استقلال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟444444444444444


+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1392ساعت 22:26  توسط امیر حسین  | 

مگسي را كشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است


طفل معصوم به دور سر من میچرخید،


به خیالش قندم


یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم
!!!

ای دو صد نور به قبرش بارد؛


مگس خوبی بود
...

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،


مگسی را کشتم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 21:13  توسط امیر حسین  | 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 18:28  توسط امیر حسین  | 

امروز 22 بهمن بود ما هم بهجای رفتن تو راهپیمایی رفیتیم خونه مادر بزرگمون کمک برای خونه تکونی از کت و کول افتادیم البته پدرم رفت ولی من نرفتم بچه ها یه سوال داشتم ازتون یه مدات بازدید وبلاگم خیییییییلی بالا بود ولی مدتیه کم شده چی کار کنم که بازدیدم بالا بره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392ساعت 18:18  توسط امیر حسین  | 

آخ بچه ها امروز به خاطر 22 بهمن تو مدرسمون به ما نهار دادن البته مدرسه ما زیاد از این کارا می کنه ها و لی گفتم بسوزید 

 امروز  سر کلاس ریاضی بودیم دبیرمون داشت بچه ها رو یکی یکی میاورد پا تخته و هر کی سوالو بلد نبود براش نامه می داد تا پدر نادرش بیان حدود 5 نفری تا آمار من نامه گرفته بودن (آمار من 9 ) که نوبت من شد منم با ترس و لرز رفتم پا تخته تا دبیر سوالو نوشت گفت حل کن یهو زنگ خورد نمی دونی چه قدر شاد بودم یعنی خدا بده از این شانسا به شماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 13:50  توسط امیر حسین  | 

امروز هم مساوی کردیم اینقدر پکرم که دیکه نای نوشتن خاطراتمو ندارم ولی حالا یه خاطرهمی نویسم امروز یکی از رفقام به من یک کاغذ داد روش نوشته بود آیا از بی کسی رنج می برید آیا خیلی تنها هستید آیا احساس بدی دارید آیا فکر می کنید مو جود اضافی هستید خب به درک فکر کنید به من چه اینقدر فکر کن تا جونت بالا بیاد

یعنی این رفیقه ما داریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 19:47  توسط امیر حسین  | 

نوجوانی یعنی طغیان مبادا طغیان شما نسیان بوجود آورده و شما  راه زیبای خود  را فراموش کنید .

اکنون زمان شکوفا شدن گل وجود شماست مبادا اجازه دهید سرمای راه شکوفه های وجودتان را به بار ننشاند . دستان خدا سایبان وجودتان

امیر حسین

آخ آ بچه ها امروز تو مدرسه کنار بوفمون آب یخ زده بود هر کی می رسید می خورد زمین اصلا وضعی بود حدود 30 نفر اونجا با عرض معذرت گوز ملق شدند خود من هم یکی از آن انسان های بر گزیده بودم داشتم رد می شدم یکی از رفقایم مرا هل داد و من ناگهان خود را در میان آسمان وزمین دیدم   بچه ها می خوام نظرتونو در باره متن ادبی بالا بدونم چون متنش دست نخوردس یعنی از جایی کپی نشده و نوشته خودمونه نظر فراموش نشه در ضمن در نظر سنجی ها شرکت کنید

بچه ها به نظرتون پرسپولیس فردا می تونه فجرو 6 تاییییی کنه ؟ به قول یکی از رفقا همه تو نظرات برام 6666 بنویسید تا انشا الله 6 تا بزنیم هر کی 6 نفرسته خودش فرهاد مجیدیه پدر بزرگشم فتح الله زاده

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 22:30  توسط امیر حسین  | 

بچه ها امروز همون مسابقه ای رو که دیروز گفتم رفتم که شرکت کنم ولی از شانس خوبم به خاطر سرما و بارش بر گزار نشد

برای اولین با می خوام براتون چند تا از سخنان ارزشمند بزرگانو براتون بنویسم الکی از این سخنان رد نشید واقعا درس های آموزنده ای دارند

به دنبال رفیقی باش که با تو گریه کنه چون کسی که با تو بخند زیاد است

هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب می شود

نزدیکترین حالات بنده به پروردگارت حالت سجده است

هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبت‏ها و بلاها

خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند

طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.

صدقه، خشم پروردگار را فرو می‌نشاند.

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد

اگر می خواهی خوشبخت باشی  جز آنچه برایت مهیاست آرزو مکن

با آرزوی موفقیت برای شما بعد از تمام برپسپولیسی ها خواهش می کنم برای کمک به تیمشون از این نوشیدنی های جدید پرسپولیس بخرن

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1392ساعت 17:23  توسط امیر حسین  | 

بچه ها امروز رفتم به رفقای قدیمیم سر زدم دلشون برام تنگ شده بود تو شهر ما اینقدر هوا سرده که اگه زمینو طی بکشی پشت سرت زمین یخ می زنه بعد نظافتچی داشت زمینو طی می زد منم که گرم حرف زدن با رفقام بودم حواسم نبود و یهو محکم خوردم زمین یعنی جاتون خالی بود بهم بخندید بچه ها فردا تو مدرسه یه مسابقه مهم دایم جایزشم گفتن کم کم 500 هزار تومنه گفتن اگه خیلی خیلی کم باشه 500 هزارتومنه و شاید از 1 ملیون هم بیشتر باشه برام دعا کنید اگه ببرم برای همتون شیرینی می خرم من امروز می خواهم برای اولین بار تو وبلاگم یه جمله ادبی با حال بنویسم (در روزگاری که همه به زمین خوردن تو می خندند بر خیز تا بگر یند)

آخ استقلال هم که سوله شد خخخخخخخ هر کی شعار های ضد استقلالی داره برام بنویسه


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 20:7  توسط امیر حسین  | 

بچه ها امروز شانس بهم رو کرد شاید باورتون نشه ولی به خدا راست می گم محسن بنگر _وبلاگمو می خونه از خوش حالی دارم می میرم البته خودش خیلی وقت نداره و نظر هاشم به یکی می ده تا براش به زاره

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 17:13  توسط امیر حسین  | 

بچه ها امروز تو شهر ما حسابی برف اومد و مدرسمون هم تعطیل شد اینقدر شادم که نگو بچه ها یه سوال داشتم چند نفر از شما بر نامه عمو پورنگ (کتاب خانه عمو پورنگ )رو می بینه

نمی دونم چرا من هر وقت پست جدید می زارم فکر می کنم که غلط املایی ندارم ولی تا بابام  میاد می بینم ما شا الله چه قدر من با سوادم

بچه اینجا می خواستم براوتن چند تا از عجیب ترین دانستنیهای جهان را براتون بزارم امید وارم خوشتون بیاد

آیا می دانید تعداد چيني‌هايي كه انگليسي بلدند، از تعداد آمريكايي‌هايي كه انگليسي بلدند، بيشتر است

آیا می دانید گر به صورت مداوم 8 سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد، انرژي صوتي لازم براي گرم كردن يك فنجان قهوه را توليد كرده‌ايد

آیا می دانید در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را مي‌كندند حتي ابروها و موژه‌ها   

آیا می دانید كوتاه‌ترين جنگ در تاريخ در سال 1896 بين زانزيبار و انگلستان رخ داد كه 38 دقيقه طول كشيد .

آیا می دانید تعداد انسان‌هايي كه به وسيله خر كشته مي‌شوند، از انسان‌هايي كه در سانحه هوايي مي‌ميرند بيشتر است  .

آیا می دانید اگر جمعيت چين به شكل يك صف از مقابل شما راه بروند، اين صف به خاطر سرعت توليد مثل هيچ‌وقت تمام نخواهد شد

آیا می دانید در هر 5 ثانيه يك كامپيوتر در سطح جهان به ويروس آلوده ميگردد

جلیقه ضد گلوله ،برف پاک کن شیشه خودرو و پرینتر لیزری همگی اختراعات زنان می باشد

از هر ۱۰ نفر یک نفر در سراسر جهان در جزیره زندگی می کند

یک خرس قادر است با سرعت یک اسب بدود 

مزه سیب ، پیاز و سیب زمینی یکسان می باشد و تنها بواسطه بوی آنهاست که طعم های متفاوتی می یابند

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1392ساعت 14:1  توسط امیر حسین  | 

بچه ها  اینترنت خونمون وصل شد از این به بعد اونایی که تقاضای لینک شدن داشتند لینک می شن و به وبلاگ    تمام رفقام سر می زنم تو این مدت که یه در میون مطلب می زاشتم بازدیدم خیلی کم شده بود وبلاگ منو به دوستان خودتون معرفی کنید پشیمون نمی شید با آرزوی سلامتی برای شما

امیر حسین

بچه ها راستی بیشتر تو نظر سنجی ها شر کت کنید پرسپولیسی ها از استقلالی ها رایشون کمتره هاالبته اینم بگم ها ما پرسپولیسی ها اهل ادعا کردن نیستیم ما حرفامونو بعد از قهرمانی می زنیم استقلالی ها به خودشون نگیرن به قول یکی از رفقا پرسپولیس یک هویت است هویتی به رنگ سرخ طرف دار پرسپولیس بودن مرد می خواهد یک مرد واقعی یک هوادار واقعی یک انسان واقعی البته به استقلالی ها بر نخوره ها ولی با لا برید پایین بیاید  قهرمان آسیا بشید قهرمان جهان بشید قهرمان جام حذفی بشید پرسپولیس سرورتونههههههههههههههههه

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 22:11  توسط امیر حسین  | 

بچه ها امروز تهران بودیم سوار اتوبوس بودیم رانندش یه مرد بود یه مرد واقعی  یعنی به همه بدون هیچ چشم داشتی کمک می کرد اینو برای کسانی نوشتم که می گفتن مردان واقعی دیگر نیستند بدانید مردان همیشه مردند 

راستی آآخ دیدید سپاهان سوله شد نچ نچ نچ

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1392ساعت 22:47  توسط امیر حسین  | 

 با عرض معذرت بچه ها ما تو اسباب کشی بودیم به اینترنت دسترسی نداشتم وندارم و الان از خونه عمم اومدم من به ولاگاتون سر می زنم ولی همین الان به وبلاگ بی معرفتو حسین 74 سر زدم ولی مرور گرم طوریه که نمی تونم عدد رمزو برای ثبت نظر تایپ کنم ببخشید راستی بچه های بی معرفت من 2 روزه وبلاگمو به روز نکردم چرا با دید وبلاگم اینقدر کم شده اوایل خیلی خوب بودید    

بچه ها یعنی بد بختی پشت بد بختی اول اینکه پرسپولیس از جام حذفی خذف شد و من حسابی افسردگی گرفتم   

بعد جاتون خالی امروز تو کلاس بودیم بعد یکی از بچه ها از خودش صدای گوسفند در آود معلممون اونو حسابی چلوند و از خجالتش در اومد اون همچنان داشت با معلم بحث می کرد و جواب اورا می داد من به او گفتم بس کن معلمته زشته در همین حین معلم ما که نفهمید من چی گفتم بر گشت گفت تو خفه شو و زیاد غلط نکن یعنی معلمه ما داریم البته بعد ا ز کلاس ماجرا لرا فهمید وحسابی معذرت خواهی کرد ولی من هم طاقچه بالا گذاشتم می دونم کارم بد بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1392ساعت 22:22  توسط امیر حسین  | 

بچه ها سلام انگار همه چي دست به دست هم داده تا من نتونم وبلاگمو هر روز به روز كنم وليامروز ميخوام براتون يه خاطره جالب از يه جهانگرد معروف بنويسم راستي پرسپوليس هم كه باخت

گراهام  دیوید هاگز" جهان گرد و فیلمساز 34 ساله بریتانیایی که از سال 2009 رکورد سفر بدون هواپیما به 201 کشور جهان را دارد، ایران را جزء یکی از 10 کشور برگزیده خود و دوست داشتنی ترین کشوری خواند که تا کنون از آن دیدار کرده است.

یران این مرد بریتانیایی اهل لیور پول نخستین سفر خود را در سال 2009 با سفر به اروگوئه آغاز کرد و سپس پس از 4 سال به تمامی کشورهای جهان  بدون  هواپیما سفر کرده است.

نخستین مُهر گذرنامه گراهام  در  اول ژانویه 2009 در کشور اروگوئه ثبت شده و آخرین آن به عنوان پایان سفرش به همه کشورهای دنیا در جزیره "سیشلز" در اقیانوس هند ثبت شده است.

 پاسپورت هاگز به دلیل پر شدن مهرهای ورود و خروج به کشورها در 4 سال گذشته ، 4 بار تعویض شده است. نام او در کتاب رکوردهای گینس به عنوان فردی که به تمامی کشورهای جهان بدون استفاده از هواپیما سفر کرده ، ثبت شده است.

وی اخیرا ویدئویی 201 ثانیه ای از 201 کشوری که به آن سفر کرده است روی شبکه یوتیوب قرار داده است.

گراهام اخیرا در مصاحبه با شبکه " Esquire" درباره سفر به ایران خاطره ای جالب تعریف کرده است.

این مرد بریتانیایی در این باره در پاسخ به سوالی که چه درسی از سفرهایش به کشورهای جهان گرفته است، گفت :"   درس اصلی که گرفتم  این بود که هیچگاه ملتی را بخاطر دولت آن قضاوت نکنم. دوستانه ترین کشوری که دیدم ایران بود و اصلا انتظارش را نداشتم.

وی به خاطره خود از سفر به ایران اشاره می کند و می افزاید:" سوار در یک اتوبوس بین شهری بودم و پیر زنی کوچک جثه در مقابلم نشسته بود و با موبایلش صحبت میکرد. ناگهان رو به من کرد و با ایما و اشاره گوشی خود را به من داد. من که نمی دانستم چه می خواهد، گوشی را گرفتم و گفتم "Hello"! صدای مردی جوان را شنیدم که خیلی روان انگلیسی صحبت می کرد. وی گفت که مادربزرگش نگران من است که نکند جایی را نداشته باشم که چیزی بخورم. او می خواست تا مرا به خانه اش ببرد تا برایم صبحانه درست کند. این بود که دوباره به انسانیت ایمان آوردم و دانستم که مردم چه خوبند. روحیه بزرگمنشی همه جا هست و شاید هم من خوش شانس ترین آدم زمینم!"

وی ایران را جزء ده کشور سرآمدی دانست که تجربه سفر به آن را یافته است و از آرش جوان ایرانی که در سفارت هند به او پیشنهاد سفر به ایران را داد و خانواده او در ایران که به او در جریان سفر کمک فراوانی کرده اند،تشکر کرد.

عصر ایران

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1392ساعت 17:43  توسط امیر حسین  |